ناصر الدين انصارى قمى

48

اختران فقاهت ( فارسى )

است روشن مىشود زيرا شخصى كه از كار كوچك يكى از شاگردانش اين‌گونه سپاسگزارى كرده و از درج آن در بحار خوددارى نمىكند چگونه از زحمات طاقت‌فرساى هيئت مزبور به فرض وجود آن يادى نفرموده ؟ و از آغاز تا پايان كتاب ، آن را تنها از تأليفات خود قلمداد كرده است . ط : زهد و ساده‌زيستى علامه مرحوم علامه در آن زمان كه رياست تامه عالم تشيع بر عهده‌اش بود ، بسان يكى از معمولىترين مردم مىزيست . لباسش ، غذا ، خانه و زندگانىاش از حدّ معمول تجاوز نمىكرد . غذايش بسيار ساده و بىپيرايه و در خانه‌اش نيز به روى همه باز بود . به‌طورى كه هماره عده‌اى در خانه او بر سر سفره‌اش همراه خودش نشسته و اطعام مىشدند . لباسش - شايد - از كرباس و عمامه‌اش نيز از كرباس بوده است . از علائم رياست گريزان و دم و دستگاهى نداشت . منزلش در پشت مسجد جامع ، خانه كوچكى بود مشتمل بر يك حياط و سه اتاق و اتاقى بزرگ‌تر كه به اصطلاح بيرونى و محل ديد و بازديدها بود . « 1 » رحلت علامه سرانجام علامه بزرگوار ، اين دانشمند عاليقدر عالم تشيع پس از عمرى سراسر كوشش و تلاش براى شكل دادن به فرهنگ غنى و پربار آل محمّد صلّى اللّه عليه و إله و سلّم كه در اثر سخت‌گيرى و مخالفت‌هاى پىگيرانه دشمنان اهل‌بيت در گوشه انزوا خزيده و تنها صورت درهم و برهمى از آن در اينجا و آنجا به چشم مىخورد و پس از عمرى مجاهده ، تأليف ، وعظ و ارشاد و دهها اقدام گرانبهاى دينى در شب 27 رمضان

--> ( 1 ) . يادنامهء علامه مجلسى ، ص 32 ( ضميمه روزنامه رسالت ، فروردين 1368 ) .